
مراحل ساخت ، تولید و مشخصات لاستیک خودرو
مقدمه
اكثر رانندگان خودروهاي خود را بر طبق عادت روزانه، بدون كوچكترين توجه به وضعيت يكي از قطعات بسيار مهم و اساسي آن كه نقشي بسيار مهم در كيفيت رانندگي و ايمني خودروها دارد مورد استفاده قرار ميدهند.
اين قطعه، لاستيكهاي خودرو است كه حتي در شرايطي كاملاً نو هستند بدليل لوكس كردن خودروهاي خود و بعضيها هم بدليل سطح ايمني و بالا بردن اقدام به تعويض آنها ميكنند. كه متاسفانه به ندرت اغلب، پيش از اينكه بسيار دير شود آنها را تعويض ميكنيم. تاير به عنوان محصول مكمل خودرو، بخشي از زنجيره توليد اين صنعت ار تشكيل داده و فراز و نشيبي تقريباً مشابه صنعت خودرو دارد. در سير تحولات تكنولوژي ساخت تاير در طول يكصد سال اخير ميتوان گفت صنعت تاير همواره توانسته است الزامات عملكردي تاير در تماس با جاده را به خوبي برآورده نمايد، تا جائي كه اين كالانه به عنوان قطعهاي از چند هزار قطعه مصرفي خودرو، بلكه بعنوان يكي از اجزاء مهم و تكميلي خودرو به ارتقاء توانائيهاي انواع خودرو از نظر حمل بار، دستيابي به سرعت بالا، تحمل شرايط جوي مختلف و بعضاً سخت، كمك شاياني نموده است. اهميت اين پيشرفتها و تكوين فناوري در طراحي ساختارها و آميزههاي تاير وقتي بيشتر روشن ميشود كه بخاطر آوريم تاير از معدود قطعات مصرفي در خودرو است كه بايد مجموعهاي از خواص عملكردي متفاوت مانند: تحمل بار، دوام در برابر مواد ساينده، مقاومت در برابر نيروهاي تكانشي و ... را دارا بوده و در ديوارهها نرم و در ناحيه طوقه سخت و قسمت رويه آن در زمان حركت عادي، مقاومت كم در برابر غلتش داشته باشد تمام خصوصيات عملكردي فوق به همراه بسياري از خواص ديگر، از سازهاي مكانيكي به شكل چنبره 1 و ساخته شده از مواد چند سازه (کامپوزیت) مورد انتظار است كه بعد از سيستم ترمز خودرو بيشترين اهميت را از نظر ايمني در خودرو دارا است. در همين ارتباط است كه امروز دهها استاندارد بين المللي در اين صنعت وضع گرديده كه رعايت غالب آنها اجباري است. آنچه كه در مورد خصوصيات تاير گفته شده كامل نخواهد بود اگر به اين موضوع اشارهاي نكنيم كه تاير چون به هنگام استفاده در خودرو در معرض ديد ناظران قرار دارد بنابراين شكيل بودن آن مهم بوده و نقشي قابل توحيد در زيبائي خودرو ايفا مينمايد. اصولاً ارتباط بين خودرو و تاير در گستره و بعد زماني ثابت باقي مانده است. نمونه بارز اين ارتباط را ميتوان در اين حقيقت جستجو نمود كه معمولاً هر جا كه صنعت خودرو وجود دارد، در كنار آن نيز صنعت تاير نضج پيدا كرده است.
تاير در چرخ خودرو داراي در وظيفه مهم ميباشد:
1ـ تنها نقطه اتكا و اتصال خودرو به سطح جاده ميباشد كه در عين حال وزن خودرو را تحمل ميكند.
2ـ كاهش و جذب ارتعاشات ناشي از پستي و بلنديهاي جادهها در جهت جلوگيري از انتقال اين نوسانات به مجموعه سيستم تعليق خودرو و سرنشینان
تاریخچه
لاستيكهاي پيشين نوارهاي آهني (بعدها فولادي) بودند، كه بر روي چرخهاي چوبي در كالسكهها و ارابهها قرار ميگرفتند. لاستيكها در آرامش كوره آهنگري داغ ميشدند و بر روي چرخ قرار ميگرفتند و سرد ميشدند كه منجر ميشد تا فلز منقبض شود و بر روي چرخ به سختي جا شود. يك صنعتگر ماهر، موسوم به چرخساز اين كار را صورت ميداد كشش نوار فلزي بدرد نگه داشتن و يا گره زدن پرههاي چرخ به هم ميخورد. از آن پس اصطلاح tire بر روي آن گذاشته شد (در انگليسي tire يعني گره زدن و اگر er را به آن اضافه كنيم يعني گره زننده). علاوه بر گره زدن پرههاي چرخ به هم، لاستيك همچنين سطح مقاوم در برابر ساييدگي براي محيط چرخ را فراهم ميكرد. همانجور كه مرور زمان چرخها تغيير ميكردند، اصطلاح tire (به فارسي لاستيك) براي استفاده از نوار خارجي ادامه پيدا كرد حتي در زمان كه ديگر بدرد گره زدن پرههاي چرخ بهم نميخورد.
ديكته tire ديكته قديميتري از tyre است، ولي هر دو در قرنهاي پانزدهم و شانزدهم براي لاستيك فلزي بكار ميرفتند، ديكته tire در قرن هفدهم املاي قطعي آن شد. شركتهاي لاستيك اولين بار در اوايل قرن بيستم شروع به كار كردند و همزمان با صنعت خودرو رشد ميكردند. امروزه بيش از يك ميليارد لاستيك در سال در بيش از 400 كارخانه لاستيك توليد ميشود.
يكي از بزرگترين اختراعات بشري ساختن چرخ بوده است ك با اين اختراع حركت و جابجايي بسيار تسهيل پيدا كرده و انسان توانست از چرخ در ساختن ارابهها و كالسكهها استفاده كند اما ساختن چرخ پايان كار نبود و بشر با توجه به رشد و پيشرفت روز افزون خود بر آن شد تا اختراع خود را در چرخه تكامل قرار دهد. گويي اين ساخته هر روز کاملتر ميشود. اما براي بهتر شدن حركت نياز به لاستيكهاي بادي بود كه توسط آقاي جان ديويد دانلوپ (1921- 1840) كه اهل بلفاست بود اختراع شد وي اين تاير بادي را براي چرخهاي 3 چرخه پسرش كه از جنس كائوچو بود ساخت. وي ورقه كائوچويي را بصورت لوله در آورد و دور تا دور چرخ قرار داده و داخل آن را از هوا پر كرد و بعدها اين اختراع توسط برادران ميشلين در اتومبيل بكار برده شد).
لاستيك چيست؟
اجزاي و تركيبات: يك تاير از اجزاي مختلفي تشكيل يافته است از جمله: بدنه، آج، تسمه محافظ، لايههاي سرپوش، زهوار، آستر داخلي، ديوارههاي كناري
آج تاير: (tread) اين قسمت به عنوان رابط بين سطح جاده و تاير با تركيبي از لاستيكهاي طبيعي و مصنوعي به عنوان لايه خارجي وظيفه محافظت از بدنه را در برابر سايش و صدمات احتمالي بر عهده دارد. طرحهاي مختلف آج براي تخليه بهتر آب از تاير و افزايش قابليت تاير در برخورد با شرايط گوناگون سطح جاده ساخته ميشود. ميتوان به طرحهاي رگهاي (Rib)، عرضي (Lug)، تركيبي از عرضي و رگهاي (Lug & Rib) و بلوكي (Block) اشاره كرد كه هر يك از مزايا و معايب خاص خود را دارند. براي مثال طرح رگهاي در تايرها جهت استفاده در جادههاي هموار براي حركت سريع كاربرد دارد، مقاومت بالا در برابر لغزش و صداي كم از جمله ويژگيهاي اين طرح است. همچنين در مورد طرح عرضي ميتوان گفت تاير با اين آج نسبت به طرح رگهاي، كشش (traction) بهتري دارد. اما صداي آن زياد است مقاومت كمي هم در برابر لغزش دارد. اين طرح بطور كلي بيشتر مناسب خودروهايي است كه در مسيرهاي ناهموار تردد ميكنند طرح بلوكي تاير نيز بيشتر در تايرهاي ويژه برف كابرد دارد، زير باعث كاهش لغزش در جادههاي برفي ميشود.
آج تاير بايد خواص زير را داشته باشد:
• حداكثر مقاومت ممكن در مقابل فرسايش
• قابليت چنگ زني عالي
• حداكثر كارايي در پيش بردن خودرو با كمترين انرژي
• تامين اتكاي مناسب خودرو روي سطح جاده و اصطكاك با آن
• فرمان گيري مناسب
بخشي از اين خصوصيات از طريق تركيب بهينه مواد تشكيل دهنده رويه، قسمتي از طريق ساختار تاير و بخش مهم ديگري نيز به كمك گل تاير تامين ميشود. تركيب بايد دقيقاً متناسب با كاربرد تاير انتخاب شود. تركيب نرم چسبندگي عالي دارد اما ممكن است در سرعتهاي بالا، افزايش دماي بدنه تاير، سايش خيلي سريع رخ دهد. تركيب سخت مقدار ساييدگي را كاهش ميدهد اما ميزان چسبندگي تاير به زمين نيز كاهش مييابد بنابراين تركيب به كار رفته، بايد تلفيقي از اين دو خصیصه را داشته باشد.
لايههاي سرپوش (capplies)
برخي تايرها با دارا بودن 2 يا چند لايه از جنس پلي استر جهت نگه داشتن هر چه بهتر بقيه اجزاي داخلي تاير خصوصاً در سرعتهاي بالا انتخاب مناسبي براي خودروهاي پر سرعت خواهند بود.
تسمه محافظ (Belts)
در تايرهاي راديال، لايههاي محافظ فولادي مانند حلقهاي پيرامون تاير، بين آج و بدنه قرار ميگيرند و علاوه بر ايجاد اتصال بين اين دو قسمت و جذب ضربات ناشي از سطح جاده، مانعي در مقابل سوراخ شدن بدنه ايجاد ميكنند. البته در تايرهاي باياسپلاي نيز لايههاي محافظي از جنس نايلون و (بعضا در خودروهاي سواري از جنس پلي استر) وجود دارد.
بدنه تاير (car cass)
بدنه متشكل از لايههايي از رشتههاي مقاوم و مستحكم است كه مجموعه قابليت تحمل فشار داخلي تاير و همچنين جذب نيروهاي وارده از سطح جاده را دارا است. معمولاً در خودروهاي سواري جنس اين لايه از الياف پلي استر است و در خودروهاي سنگين از فولاد استفاده ميشود. زاويه نصب اين لايههاي نسبت به محيط تاير در نوع راديال بين 88 تا 90 درجه و در نوع باياس پلاي 30 تا 40 درجه است. استحكام يك تاير معمولي با تعداد لايههاي بدنه توصيف ميشود.
زهوار تاير (Bead Bundle)
زهوار، حلقهاي از سيم فولادي با استحكام بالاست كه با لاستيك پوشانده شدهاند و جهت حفظ وضعيت تاير در رينگ و جلوگيري از خروج تاير بكار ميرود.
ديوارههاي كناري (Side walls)
پايداري جانبي تاير توسط اين ديوارهها فراهم ميشود و مشخصات تاير و نام سازنده آن نيز بر روي اين قسمت نوشته ميشود.
آستر داخلي تاير (Inner Liner)
اين لايه لاستيكي كه جايگزيني براي تيوپ در تايرهاي بدون تيوپ (Tubless) است. جهت جلوگيري از نفوذ آزمايشهاي مربوط به هوا به بيرون از تاير بكار ميرود.
طوقه (Bead)
طوقه، لبه داخلي تاير است كه به صورت يك برجستگي تقويت شده تاير را روي رينگ مستقر ميكند. اين لبه داخلي، حلقهاي از سيم فولادي با استحكام بالاست كه با لاستيك پوشانده شدهاند. سيمهاي فولادي پايداري لازم را بر اي قرارگرفتن روي رينگ به تاير ميدهند و براي حفظ وضعيت تاير در رينگ و جلوگيري از خروج تاير بكار ميروند. اين قسمت موجب ميشود، تا گشتاور از رينگ بطور كامل به تاير و از آنجا به زمين منتقل ميشود. در تاير تيوپ دار، برجستگيهاي لبه را نسبتاً قابل انعطاف طراحي ميكنند تا بتوانند هنگام نصب روي لبه رينگ كشيده شوند جايي كه تاير بدون تيوپ استفاده ميشود برجستگي لبه سختتر است و محكمتر به رينگ ميچسبد. اين وضعيت براي تضمين درزبندي ميان لبه تاير و رينگ است و ممكن است باعث بروز مشكلاتي حين جا انداختن تاير شود به همين دليل بهتر است تعمير يا جا انداختن تايرهاي بدون تيوپ توسط افرادي انجام شود كه ابزار لازم براي انجام كار، بدون صدمه زدن به تاير يا رينگ، در اختيار داشته باشند.
نقش طوقه در تاير:
1ـ ايجاد ناحيهاي سخت و عملاً قابل كشش در محل استقرار تاير بروي رينگ
2ـ نشاندن تاير بدرستي و با ثبات كافي در شرايط مختلف حركت خودرو بروي رينگ
3ـ تحمل فشار باد داخلي تاير
كمربندهاي فولادي (steel belts)
اين پوشش براي تقويت فضاي زير آج است كه به علت استحكام زياد از پنچر شدن تاير نيز تا حد زيادي جلوگيري ميكند. تاثير مهم ديگر اين كمربندهاي فولادي در شكل دادن به تاير است. تاير به طور معمول به علت فشار هواي داخل آن ميل دارد به صورت چنبره (مانند تيوپ باد كرده) در آيد ولي اين كمربندها شكل سختي به قسمت آج تاير ميدهند تا اصطکاک و پايداري چرخ روي زمين بيشتر شود. لايههاي محافظ فولادي علاوه بر جذب ضربات ناشي از سطح جاده، مانعي در مقابل سوراخ شدن نيز ايجاد ميكنند. البته در تايرهاي باياس نيز لايههاي محافظي از جنس نايلون و گاه در خودروهاي سواري از جنس پلي استر وجود دارد.
لايه گذاري تاير:
تعداد لايههاي تاير به نوع و مقدار بار روي آن بستگي دارد مثلاً در خودروهاي سبك بين 2 تا 6 لايه و در خودروهاي سنگين بيش از 14 لايه به كار ميرود. لاستيك رويي در سه نوع لايه گذاري ميشود.
ا
لف) لايههاي مورب متقاطع: در اين روش يك لايه با زاويه 25 تا 40 درجه نسبت به محور قرار ميگيرد و لايههاي ديگر با زاويه مشابه و قرينه روي لايه اول گذاشته ميشود به همين ترتيب ادامه ميدهند.
ب) لايههاي مورب متقاطع منجیددار: اين روش عين مشابه روش مورب متقاطع است با اين تفاوت كه قسمت تكيه گاه را كه با سطح جاده تماس ميگيرد به وسيله منجید ها زاويه 20 تا 30 درجه تقويت ميكنند اين عمل مقاومت و استحكام تاير را بالا ميبرد.
ج) لايه گذاري راديال:
در اين روش لايه گذاري با دو نوع ديگر تفاوت دارد در اين روش لايهها از يك تكيه گاه ديگر با زاويه 40 درجه نسبت به محور كشيده ميشوند. براي ايجاد استحكام و تقويت تاير در اين روش هم منجيد گذاري ميكنند. كه زاويه آن نسبت به خط مركزي بين 10 تا 30 درجه است.
مواد و تركيبات ساختماني تاير:
مواد مختلفي در ساختمان تايرها بكار ميرود كه عبارت است از الياف نخ و فاير گلاس و فولاد با لاستيك طبيعي يا مصنوعي الياف نخ ابريشمي با نام تجاري DynCorp یا tiered و نخهاي نايلوني با اعداد معرفي ميشوند مثلاً عدد 6 يا 66 كه روي تاير نوشته ميشود معرف داشتن نخهاي نايلوني در بين لاستيك است الياف پلي استر كه رايجترين ماده است با نام تجاري vitacord، Dacron و coddle مصرفي ميشوند نخهاي فايبر گلاس در لايههاي لاستيك مقاومت زيادي نسبت به ساير نخها در آن توليد ميكند. اما در حالت ارتجاعي آن را ميكاهد از الياف فولادي در بين منجيدهاي لاستيك راديال استفاده ميكنند تا مقاومت لاستيك در مقابل ضربه افزايش پيدا كند. علاوه بر الياف گفته شده از لاستيك كه تركيبي الاستومر طبيعي يا مصنوعي است استفاده ميشود براي بدست آمدن خواص مورد نظر مواد شيميايي مختلف به لاستيك اضافه ميكنند. براي مثال افزايش دوده به لاستيك مقاومت سايش آن را بالا ميبرد. بايد دانست كه لاستيك سخت داراي مقاومت سايشي نسبتاً خوبي است اما ضريب اصطكاك زيادي دارد و لاستيك نرم داراي ضريب اصطكاك كم و مقاومت سايشي اندكي است بنابراين براي هر نوع كاربرد لاستيك مناسب تهيه ميشود و عمر مفيدي براي هر يك در نظر گرفته ميشود. دوام لاستيكها نسبت به درجه حرارات و سنوات كاركرد تعيين ميشود مثلاً در يك تراكتور دوام لاستيك در حدود 20 سال و در يك كاميون 130000 كيلومتر در يك خودرو 80000 كيلومتر و در يك خودرو مسابقه 800 كيلومتر است. دستيابي به فناوري نانو ميتواند مقدمهاي بر ايجاد تغييراتي شگرف و جديد در مواد كامپيوزيتي باشد. كامپيوزيتها تركيباتي هستند كه از چند ماده متمايز كه اجزاي آن به آساني از يكديگر تشخيص داده ميشوند، ساخته شدهاند.
نانو كامپوزيتها نيز كامپوزيتهايي هستند كه در مقياس نانو ساخته ميشوند. اين مواد در دو مرحله تشكيل ميشوند در مرحله اول ساختاري بلوري در ابعاد نانو ساخته ميشود كه زمينه يا ماتريس كامپوزيت محسوب ميشود. كه اين ماده ممكن است از جنس پليمر، فلز يا سراميك باشد. در مرحله دوم ذراتي در مقياس نانو به عنوان تقويت كننده براي استحكام، مقاومت، هدايت الكتريكي و ... به ماده زمينه افزوده ميشود. كامپوزيتهاي پليمري به علت خواصي مانند استحكام، سختي و پايداري حراراتي و ابعادي در ساخت هواپيماها مورد توجه قرار گرفتهاند. در نانو كامپوزيتها از مقادير كمي ذرات نانومتري استفاده ميشود. اين ذرات علاوه بر افزايش استحكام پليمرها، وزن آنها را نيز كاهش ميدهند. بنابراين امكان بررسي تقويت كنندگي اين دسته از مواد تركيبات لاستيكي امكان پذير است ميبايست نقش مواد نانو در تركيبات لاستيكي و همچنين تايرها را بطور كامل مورد بررسي قرار داد.
اصلاح تركيبات لاستيكي به وسيله نانو كامپوزيتها:
استفاده از مواد تقويت كننده نانو موجب ميشود تمامي مراحل اختلاط، شكل دهي و خواص نهايي متاثر از اين مواد باشند و به همين دليل پروژهاي تحقيقاتي براي بررسي نقش كيفي و كمي اين مواد در قطعه تاير به مرحله اجرا درآمد. در اين طرح، ابتدا نانو سيليكاتهاي اصلاح شده مناسب در تركيبات لاستيكي انتخاب شدند و سپس با طراحي فرمولاسیون و روش فرآيندي جديد، تركيب لاستيكي جديدي طراحي شد و خواص فيزيكي، مكانيكي، ديناميكي كه در ساختار تاير اهميت دارند مورد بررسي قرار گرفت. لاستيكهاي مقاوم در برابر سايش كه از تركيب ذرات خاك رس، با پليمرها بدست آمدهاند يكي از جديدترين محصولات عرضه شده در فناوري نانو است كه در ساخت تاير مورد استفاده قرار ميگيرد.
اگر چه ذرات رس بصورت طبيعي در ابعاد نانو يافت ميشوند، اما براي استفاده از آنها در تركيبات لاستيكي لازم است اصلاحات شيميايي روي آن انجام شود تا بتوان خواص ويژگيهاي فرآيند توليد تاير را افزايش داد. به اين ترتيب با توجه به پيشبيني خواص مكانيكي تاير، مقاومت سايشي آن تا حد زيادي افزايش خواهد يافت. تاير ساخته شده با اين آميزه از مقاومت غلتشي پايينتر و خواص سايشي بالاتر برخوردار خواهد بود كه به ترتيب به كاهش مصرف سوخت و افزايش عمر مفيد تايرها منجر خواهد شد.
مجريان طرح هم اكنون در تلاش هستند مقدمات استفاده از اين فناوري نوين در دو كارخانه تاير سازي كشور به مرحله اجرا گذاشته شود كه استفاده از اين فناوري در حال حاضر براي تايرهاي كوچك در نظر گرفته شده است و در آينده در صنايعي ديگر مانند ساخت تاير هواپيماها مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
بطور خلاصه مشخصات عمومي لاستيك را ميتوان از جمله:
قطر رينگ، نوع لاستيك، پهنا، ارتفاع، نوع كاربرد (سوراي و سنگين)، كشور سازنده و حداكثر فشار قابل تحمل بيان كرد.
اما مشخصات فني لاستيك بصورت شكل ذيل ميباشد:
1ـ تاير خودرو سواري
2ـ عرض مقطع تاير بر حسب ميليمتر
3ـ نسبت ارتفاع مقطع به عرض مقطع تاير
4ـ نوع ساختار (راديال يا باياس)
5ـ قطر رينگ بر حسب اینچ
6ـ شاخص بار و سرعت
7ـ استاندارد انجمن حمل و نقل آمريكا
8ـ مشخصات ساختار تاير
9ـ مشخصات تحمل حرارتي و چنگزني تاير به جاده و دوام آن
10ـ حداكثر فشار زياد باد تاير در حالت سرد و حد مجاز بار
11ـ تايرهاي مخصوص زمستان (برف + گل و لاي) (M+S)
M+S يا MS يا M&s همگی نشانگر اين هستند كه تاير از استاندارد لازم جهت حركت در گل و برف برخوردار است.
Mud and snow اين استاندارد از طرف انجمن سازندگان لاستيك (RMA) تعيين گرديده و اين نشان به لاستيكهايي كه داراي مشخصههاي زير باشند تعلق ميگيرد:
لاستيكها بايد داراي شيارهاي بزرگ در عاج خود باشند كه از كنارههاي لاستيك به سمت وسط آن كشيده شده باشد. همچنين حداقل 25 درصد سطح لاستيك را بايد شيارها بپوشاند.
اين نوع كدگذاري پيشينه طولانياي ندارد. در طول ساليان دراز، روشهاي مختلفي براي اعلام اين مشخصات به كار ميرفته است. در بعضي موارد يك كارخانه از كدگذاري خاص خود در يك يا چند نوع لاستيك استفاده كرده است.نكتهاي كه در ايمني بايد به آن اشاره كرد اين است كه اصولاً از دهه60 به بعد بود كه ارتفاع ديوراه لاستيك مورد توجه قرار گرفت و براي افزايش كارايي لاستيكها دردورها شروع به كوتاه شدن كرد، بنابراين بيش از آن شاهد نامگذاريهايي مانند15×7.6 هستيم در اينجا هر دو عدد به اينچ هستند و عدد اولي) 7.6( همان پهناي تاير و عدد دوم قطر رينگ مناسب براي آن لاستيك است. فقط ميماند طول ديواره كه در هيچ جاي اين كد به آن اشارهاي نشده و معمولاً ميتوان آنرا با احتساب درصد 100 براي نسبت طول ديواره به پهناي لاستيك حساب كرد. با كدگذاري جديد، چنين لاستيكي داراي كدي به شكل 100R15/ 195 خواهد بود.
12ـ درجهبندي يكسان كيفيت تاير (VTQG)
يكي از اطلاعاتي كه معمولاً بر روي تاير وجود دارد نتايج به نام uniform tire quality grading ، يا درجهبندي يكسان كيفيت تاير است. اين تست اكنون براي تمام لاستيكهاي خودروهاي سواري كه در آمريكا به فروش خواهند رفت اجباري است (لاستيكهاي برف از اين قاعده مستثنا هستند). در اين قسمت سه معيار دوام، اصطكاك و تحمل دما مورد آزمايش قرار ميگيرد. در تست دوام تاير، لاستيك در شرايط يكسان ويژهاي قرار ميگيرد و هرچه عدد اعلام شده بزرگتر باشد نشانگر دوام بيشتر آن لاستيك است. اين عدد صرفاً يك ميزان نسبي است كه تنها چيزي كه از آن ميتوان فهميد نيست كه تايري با درجه 200 در شرايط يكسان دو برابر تايري با درجه 100 كار ميكند. تست اصطكاك نيز بر اساس توانايي لاستيك در متوقف كردن ماشين روي آسفالت و بتن خيس است. نتيجه تست بصورت AA، A،B، C اعلام ميشود كه C نشانگر اصطكاك ضعيف است. براي آزمودن تاير از جهت توانايي تحمل دماي بالا، لاستيك را در سرعتهاي بالا تست ميكنند. براي كسب پائين ترين درجه C لاستيك بايد بتواند به صورت 30 دقيقه در سرعت 135 كيلومتر بر ساعت حركت كند و تغيير شكل و يا خرابي در آن صورت نگيرد.
برای آگاهی از میزان بار قابل تحمل هر شاخص به جدول زیر مراجعه کنید.

برای اطلاع از میزان سرعت هریک از این حروف به جدول زیر مراجعه کنید.

تاريخ توليد تاير در مدت زمان انقضاء مصرف:
يكي ديگر از اطلاعات مفيد نوشته شده روي تاير تاريخ توليد آن است. بطور كلي استفاده از تايري كه بيش از 6 سال عمر كرده است هرگز نبايد استفاده شود بنابراين دقت به تاريخ توليد بسيار مهم است. روي تاير، تاريخ به صورت يك كد سه يا چهار رقمي نوشته ميشود. كدهاي سه رقمي مربوط به قبل از سال 2000 و چهار رقمي براي بعد از آنند پس اولين نكته اينكه اگر كد آن سه رقمي (مثلاً 116) بوده از خريد آن صرفنظر كنيد و اما چهار رقميها: كدي به صورت 3006 به اين معني است كه اين تاير در سيامين هفته سال 2006 توليد شده است. دو رقم اول تعداد هفته گذشته از سال و دو رقم آخر بيانگر سال هستند.
انواع تايرها
لاستيكهاي تابستاني: در درجه اول براي رانندگان در هواي خشك و كم رطوبت طراحي شدهاند، لاستيكهاي تابستاني براي عملكرد خوب بروي برف و يخ ویا دماهای سرد ساخته نشدهاند، لاستيكهاي تابستاني براي آب و هواي گرمتر طراحي شدهاند، كه نهايت اصطكاك و خاصيت فنري را بر روي جاده فراهم ميكنند.
طراحي عاج تاير تابستاني از شيارهاي مداري، تا الگوهاي پيچيده جهتدار طبقهبندي ميشود كه سطوح مختلف دست فرمان دار در شرايط رانندگي در تابستان را ارتقاع ميدهند.
براي بيشتر خودروها، سايز اورجينال لاستيك يك راهنماي خوب در انتخاب لاستيكهاي تابستاني جديد هستند. گرچه شما بايد اين را در نظر بگيريد كه هر چه لاستيك پهنتر و بزرگتر باشد احتمال ليز خوردن (در جاده خيس) افزايش پيدا ميكند. براي كمك به جلوگيري از اين اتفاق لاستيك تابستاني با طراحي آج جهتدار را انتخاب كنيد.
لاستيكهاي زمستاني: نياز به لاستيكهاي زمستاني به اندازه نياز به خودروها در چرخش بوده است گرچه با ظهور لاستيكهاي "تمام فصول" بسياري از رانندگان از مزاياي لاستيكهاي زمستان غافل هستند.
اين لاستيكهاي بمنظور فراهم كردن اصطكاك موثر در شرايط زمستاني شكل مثل برف، يخ و برف و باران طراحي شدهاند. لاستيكهاي زمستاني داراي خصوصيت تركيبي هستند كه اصطكاك كار آمدتري را در اوضاع سخت زمستاني مثل كشور كانادا فراهم ميكند. انتخاب لاستيكهاي مناسب براي خودروي شما بايد بر اساس سبك رانندگي و هدف استفاده خودرويتان باشد. ياد گرفتن چگونه خواندن علامتهاي جداره لاستيك مهم است، تا مطمئن شويد كه بهترين لاستيك زمستاني را براي خودرويتان انتخاب ميكنيد. داشتن لاستيكهاي زمستاني مناسب بر روي خودرويتان، در حالي كه كمك ميكند تا راندمان سوخت خودرو را حفظ كنيد، نهايت كنترل و اصطكاك را فراهم ميكند. بيشتر لاسيتكهاي زمستاني داراي ويژگي توان قدرت Q-speed هستند كه كمتر از استفاده عمومي لاستيكها هست.
نكته: اگر لاستيك با (نماد برف دانه كوهستاني) علامتزده نشده است، اين يك تاير زمستاني تاييد شده نيست.
لاستيكهاي تمام فصول:
شايد مقرون به صرفهترين نوع لاستيك (لاستيك تمام فصول) است زيرا كه براي استفاده در كل سال طراحي شدهاند. لاستيكهاي تمام فصول داراي خصوصيات آميزهاي از فنآوريهايي است كه از تركيبهاي مختلف استفاده ميكند، كه براي بيشتر شرايط رانندگي مثل برف، باران، سرما و غيره طراحي شدهاند. اين نوع تاير تقريباً لاستيك بيعيب و نقصي است، چون سواري آرام و رواني را با كنترل پذيري استثنايي در بسياري از شرايط را فراهم ميكند.
لاسيتكهاي تمام فصول در دو كلاس موجود هستند:
1ـ لاسيتكهاي مسافرتي 2ـ لاسيتكهاي سياحتي
لاستيكهاي مسافرتي داراي ويژگي سوراي روانتر و عمر عاج طولانيتر هستند كه در حالي كه لاستيك سياحتي سرو صداي كمتري را ارائه ميدهند و ويژگيهاي كنترل پذيري را بالاميبرند. انتخاب لاسيتك تمام فصول مناسب براي خودروي شما باید بر اساس اقليم و همچنين نحوه رانندگي تان باشد. بيشتر لاستيكهاي تمام فصول با m+s به معناي برف و گل بر روي جداره لاستيك نشانه گذاري ميشوند.
لاستيكهاي نمايشي:
زماني لاستيكهاي نمايشي براي ماشينهاي خارجي عجيب و غريب با موتورهاي اسب بخار بالا اختصاص داده ميشوند. اين لاستيكها در انواع، شكل و اندازه و همچنين براي بيشتر شرايط مثل برف، سرد و حتي جادههاي خاكي موجود هستند.
چهار نوع اصلي از لاستيكهاي نمايشي وجود دارد:
1ـ نمايشي: طراحي شده براي رانندگاني كه ميخواهند ظاهر و اصطكاك خودرويشان را بالا ببرند.
2ـ خيلي نمايشي: طراحي شده براي بالا بردن كنترل پذيري و ثبات سرعت خودرو.
3ـ فوق نمايشي: براي نهايت نمايش طراحي شده و يكي از سريعترين لاستيكهاي موجود در ماشينهاي مسابقهاي و سواري امروزه ميباشد.
4ـ مسابقهاي: براي كلاس مسابقهاي ساخته شده است.
لاستيكهاي كاميون (ماشينهاي سنگين)
امروزه لاستيك كاميون در طبقهبنديهاي گوناگوني، كه هر كدام مجموعه مشخصات عملكرد خودش را بر اساس نوع ماشين سنگين دارد، موجود هست.
انواع آنها شامل موارد زير است:
1ـ لاستيك باركش: كه داراي مشخصات عالي پوشش و نقشه عاج شطرنجي به منظور اصطكاك عالي روي برف.
2ـ استفاده در بزرگراه: يك لاستيك ايفاه كننده در تمام فصول با مواد تركيبي پيشرفته كه براي سواري روانتر طراحي شدهاند.
3ـ نمايشي: بهينه شده براي اجراي بهتر در سرعتهاي بالاتر و كنترل پذيري، ترمز و اصطكاك بهتر در تمام شرايط
4ـ خارج از جاده: خشنترين طراحي عاج، ساختار انواع تايرها ـ لاستيكهاي ماشين
اما تايرها بر اساس ساختار بدنه به دو تيپ كلي تقسيمبندي ميشوند:
1ـ باياس پلاي
2ـ راديال
تايرهاي باياس پلاي اگر تحت تاثير نيروهاي عمودي قرار گيرند سطح تماس آجها تغيير شكل داده و حالت جمع شده پيدا ميكند. اما بدليل انعطاف پذيري بيشتر ضربههاي منتقل شده از سطح جاده را بهتر جذب ميكند ولي همين انعطاف زياد باعث كاهش مقاومت در برابر سايش و مانور پذيري كمتر و كاهش قابليت در دستيابي به سرعتهاي بالا ميشود.
اما تايرهاي راديال داراي مزاياي مهمي نسبت به لاستيكهاي باياس پلاي مي باشند كه از جمله ميتوان به مزايا زير اشاره كرد:
1ـ تايرهاي راديال بدليل ساختار محكم خود و تغييرات اندك شكل آجها در پيچ جادهها چسبندگي خود را به سطح جاده ديرتر از دست ميدهند
2ـ بدليل استحكام بيشتر تحمل سرعتهاي بالاتر را دارند.
3ـ مقاومت بيشتر در برابر سايش در پيچ جادهها سبب افزايش عمري در حدود 40 تا 60 درصد بيش از لاستيكهاي باياس پلاي ميشود.
4ـ با استفاده از اين نوع تاير در مصرف سوخت خودروها صرفهجويي ميشود.
5ـ بدليل قابليت تحمل نيروهاي وارده بصورت عمودي و انعطافپذيري در ديوارههاي كناري تاير در سرعتهاي بالا دست اندازهاي و ضربات ناشي از اين برخوردها را بخوبي در خود جذب ميكند.
ساختمان لاستيك تيوبلس:
تاير تيوبلس از لحاظ ساختمان شبيه به لاستيك معمولي ميباشد: با اين تفاوت كه جدار داخلي آن بوسيله لايه نازكي از بوتيل (butyl) بطور كامل عايق بندي شده است، اين لايه لاستيك كه از پليمریزاسیون ایزبوتيل بدست ميآيد همان لايه نازكي است كه در جدار داخلي تيوبهاي معمولي مورد استفاده قرار ميگيرد. اين لايه مانع از نشتي هوا شده و بنابراين تاير و لبه چرخ تشكيل يك مخزن هوا را ميدهند كه مانند تيوب معمولي قابليت نگهداري هوا را دارا ست. لذا در لاستيك تيوبلس نيازي به تيوب و روبان لاستيكي دور چرخ (Flap) نيست. همچنين بر خلاف لاستيكهاي معمولي كه بر روي چرخ چند قسمتي (multi- piece wheel) سوار ميشوند لاستيك تيوبلس ميتواند بروي چرخ يكپارچه (single-piece wheel) سوار شود
عملكرد لاستيك تيوبلس:
در صورتي كه شيئي مانند ميخ وارد بدنه لاستيك معمولي و تيوب شود، با سوراخ كردن جداره آنها موجب خارج شدن سريع هوا خواهد اين در حالیست كه در لاستيك تيوبلس پس از ورود ميخ به بدنه لاستيك اطراف آن به سرعت آب بندي شده و خود ميخ نيز بعنوان در پوش راه خروج هوا را ميبندد.
يك تاير تيوبلس كه درست نصب شده باشد، بطور متوسط بار را با سرعت 25/0 اتسمفر در روز از دست ميدهد، لذا اگر تاير تيوبلس باد را با سرعتي بيشتر از مقدار ذكر شده از دست بدهد بايد ابتدا از بابت سفت بودن در پوش سوزن باد اطمينان حاصل كرده، سپس به دنبال پنچري موجود در لاستيك گشت.
مزايای لاستيك تيوبلس:
هر چند كه هر دو لاستيك معمولي و تيوبلس در اندازه يكسان و فشار باد يكسان ميتوانند ميزان باد يكساني را تحمل كنند، ليكن لاستيك تيوبلس مزاياي خاصي دارد كه به ذكر آنها ميپردازيم:
ـ نصب لاستيك تيوبلس بسيار سادهتر است.
ـ استفاده از آن موجب كاهش وزن خودرو ميشود.
ـ تعداد قطعات كمتر و تعمير آنها سادهتر است.
ـ افزايش عمر تسمه درون لاستيك (bead) سبب افزايش فضاي خالي در چرخ كه منجر به كاهش انتقال حرارت از سمت ترمز خواهد شد.
ـ افزايش عمر تاج و ديواره جانبي لاستيك
ـ عدم انفجار لاستيك به سبب پنچري و افزايش ضريب ايمني
ـ كاهش صدمات وارده از دستاندازهاي مسیر به جلوبندي به سبب مقاومت لاستيك نسبت به ضربات وارده
ـ عدم امكان نفوذ شيء ريز از كناره لاستيك بداخل آن.
* چه زماني به لاستيك نو نياز داريم:
هنگامي كه آج رويه به 1/6 ميليمتر كاهش يابد بايد لاستيك را عوض كرد. اطلاع از ارتقاي آج اغلب با درجه مخصوص عمق سنج آج انجام ميشود. در صورتي كه اين وسيله را در اختيار نداريد با يك آزمايش ساده ميتوانيد زمان مناسب تعويض تاير را دريابيد. يك سكه ده ريالي را درون شيارهاي آج طوري فرو بريد كه عدد 10 به سمت درون آج لاستيك و به سوي شما باشد اگر عبارت تقريباً كليه (جمهوري اسلامي ايران) بطور كامل قابل رويت بود آماده خريد يك تاير نو باشيد.
*از جمله فاكتورهايي كه باعث فرسودگي تاير ميشوند:
رانندگي در سرعت بالا كاهش عمر تاير خودرو را به همراه دارد. براي مثال اگر بجاي سرعت 80 متوسط سرعت خودرو 110 كيلومتر در ساعت باشد عمر لاستيك35درصد كاهش مييابد.
عوامل موثر ديگر نحوه رانندگي (ترمزهاي شديد يا بكسواد و غيره) و نوع جادهاي است كه در آن تردد ميكنيد تنظيم شدن فرمان، در يك راستا و بالانس نبودن چرخها نيز فرسودگي لاستيك را بدنبال دارند.
*چگونه عمر لاستيك را زياد كنيم: شامل موارد زير است.
1ـ بازديدهماهانه 2ـ تنظيم بودن چرخها 3ـ بالانس تايرها 4ـ جابجا و تعويض كردن چرخها با هم 5ـ نگهداري لاستيك
*نيروهاي وارد شده بر تاير خودرو
الف) نيروي كششی وارد بر تاير: كه در هنگام شتابگيري از طرف تاير بر سطح جاده وارد ميشود و باعث بر طرف كردن نيروي اصطكاك ميشود
ب) نيروي فشاري وارد بر تاير: اين نيرو در هنگام ترمز كردن از طرف جاده و شاسي بر تايري كه نيروي منفي دارد يا همان نيروي مخالف حركت بدنه اين نيرو به آن وارد شده و آن را تحت فشار قرار داده
ج) نيروي جانبي وارد بر تاير:
نيرويي است ك در اثر چسبندگي در موقع پيچيدن در تاير موجود ميآيد و عكس العمل نيروي جانب به مركز است نيروي جانب به مركز تمايل دارد بدنه خودرو را به خارج از پيچ منحرف كند نيروهاي عكس العمل در چرخها به صورت نيروي چسبندگي آجها به كف جاده ظاهر شده از لغزيدن چرخ به طور عرضي جلوگيري ميكند وقتي تاير فاقد آج باشد در مقابل نيروهاي مختلف مثلاً نيروهاي شتاب و ترمز و جانبي و غيره نيروي چسبندگي كم تري دارد بنابراين در آن لغزش بوجود ميآيد وقتي در تايري لغزش ايجاد شود نيروي كششي موثر آن كاهش يافته قدرت مفيد و موثر در چرخها تلف ميشود تاير و چرخ يك مجموعه هستند كه خرابي هر يك بر چگونگي استفاده صحيح از آن تاثير ميگذارد.
استفاده از فناوريهاي جديد در توليد تايرهاي جديد براي جلوگيري از پنچري از جمله : در كنار تلاشهايي كه براي افزايش كارايي، چسبندگي، دوام و قابليت تايرها صورت ميگيرد يكي از فناوريهايي كه در مورد تاير توسط تولیدکنندگان به شدت دنبال ميشود مقابله با پنچري است. كارهايي صورت گرفته در اين زمينه اين نويد را ميدهد كه در آينده پنچر شدن لاستيك به خاطرهها بپيوندد.
اين تكنولوژيها به طور كلي به دو دسته تقسيم ميشوند: دسته اول تايرهايي هستند كه با برخورداري از ديوارههاي تقويت شده ميتوانند در صورت پنچري همچنان به حركت خود ادامه دهند. كه به آنها پنچر رو (Run flat) ميگويند دسته دوم موسوم به selfinflating لاستيكهايي هستند كه با برخورداری از سيستمهاي نصب شده قادر هستند باد تاير را در صورت كم شدن تنظيم كنند.
Run flat
تايرهاي اوليه يك پوشش لاستيكي توپر بودند كه دور چرخ را ميگرفتهاند. اين موجب سختي سواري ميشد اما در مقابل مقاومت كاملي در برابر پنچري داشت و در شرايط سخت راهها دوام خوبي داشت.تايرهاي جديد بسيار پيچيدهتر از گذشته هستند اما از همان اصل استفاده ميكنند، اينكه تاير بدون هوا بتواند حركت كند. يك روش تقويت ديوارههاست كه موجب ميشود تا در صورت خالي شدن باد تاير، وزن ماشين توسط ديوارهها تحمل شود البته اين قابليت به اين معني نيست كه راننده ميتواند به طور مستمر از لاستيك پنچر شده استفاده كند زيرا اين لاستيكها در شرايط پنچري تنها ميتوانند در حدود 80 كيلومتر و با حداكثر سرعت 85 كيلومتر بر ساعت رانده شوند. يعني به ميزاني كه راننده بتواند خود را به نزديكترين تعميرگاه برساند.
از لاستيك هاي ساخته شده در اين زمينه ميتوان به تاير راديال پنچر رو گودير (Run flat Radials) و تاير فشار صفر میشلن (Zero pressure) اشاره كرد. قابليت ديگر لاستيكها نيز در ايجاد امنيت هنگام پنچري ميباشد. لاستيكهاي معمولي بعد از پنچر شدن ما بين رينگ و زمين تحت فشار زياد پاره ميشوند كه موجب ميشود تا كنترل ماشين از دست برود. اما در تايرهاي پنچر رو در هنگام خالي شدن بار فاصله بين لاستيك و رينگ حفظ ميشود و ماشين در كنترل راننده باقي ميماند.
يكي از محدوديتهاي اين نوع تايرها در اين است كه طول ديواره آنها بايد كوتاه باشد بنابراين اين نوع لاستيكها را در بيشتر ماشينهاي اسپرت (كه ديواره كوتاه دارند) ميتوان ديد.
Pax
يكي از فناوريهايي كه در اين زمينه توسط كمپاني میشلن ارائه شده است سيستم Pax ميباشد. در اين نوع تايرها ديگر ديوارههاي تقويت شده وجود ندارند بلكه بجاي آن از يك حلقه تقويتي داخلي استفاده شده است. هنگامي كه باد تاير خالي ميشود اين حلقه داخلي كه به رينگ متصل است وزن ماشين را تحمل ميكند. اين سيستم برترهاي زيادي بر تايرهاي پنچر رو معمولي دارد. اول اينكه در اين سيستم اتصال لاستيك به رينگ طوري طراحي شده است كه حتي در حالت بدون باد نيز تاير كاملاً به چرخ قفل ميشود. از طرف ديگر از آنجاييكه فشار روي ديوراهها نيست، لاستيك ميتواندديواره بلند باشد و اين موجب ميشود تا اين سيستم براي ماشينهاي سواري وsuv نيز مناسب باشد. بر خلاف تايرهاي پنچر رو معمولي كه عموماً بعد از پنچري قابليت ترميم ندارند و به اجبار بايد تعويض شوند، لاستيكهاي Pax در صورتي كه قطر سوراخ ايجاد شده كمتر از 6 ميليمتر باشد قابيلت تعمير دارند.
Tweel
اين سيستم كه در سال2005 توسط ميشلن عرضه شده راه حل ديگري براي مشكل پنچري ارائه ميدهد و آن استفاده از تايري است كه اصلاً به باد نياز نداشته باشد و واضح است كه تاير بدون باد هيچگاه، پنچر نخواهد شد. در اين لاستيكها وزن ماشين توسط پرههايي انعطافپذير و در عين حال مستحكم تحمل ميشود. مشكلاتي از جمله هزينه توليد و نيز لرزش و سفتي بيش از اندازه هنوز مانع توليد انبوه اين نوع تايرها شدهاند اما در كنار اين مشكلات، اين تايرها برتريهاي فراواني نيز دارند، يكي اينكه تعداد اجزاي آنها بسيار كمتر از لاستيكهاي معمولي است همچنين ديگر نياز به استفاده از نمايشگرها و سنسورهاي فشار باد تاير و همچنين لاستيك زاپاس در اتومبيل نيست، از آنجا كه پرهها مقاومت زيادي در مقابل نيروهاي وارده از پهلو دارند، اين لاستيكها قابليت دور گيري بهتري نسبت به لاستيكهاي معمولي خواهند داشت.
Twin Tire
از آنجايي كه بيشتر پنچريها توسط نفوذ يك جسم در لاستيك صورت ميگيرد بنابراين ايده استفاده از دو تاير مجزا براي هر چرخ ميتواند در بسيار مواقع از پنچري كامل جلوگيري كند. در اين سامانه رينگ هر چرخ به صورت دو رينگ به هم چسبيده است و كه براي هر كدام يك تاير جدا تعبيه شده است. ايده اوليه استفاده از لاستيك دوبل، در ماشينهاي مسابقهاي بوده است كه به آنها اجازه ميداده تا در يك چرخ در فشار باد مختلف داشته باشند اما از آنجاييكه با پنچر شدن يكي از آنها ماشين ميتواند همچنان به راه خود ادامه دهد، اين تايرها به عنوان لاستيكهاي پنچر رو در ماشينهاي خياباني نيز بكار گرفته شدند.
Self- inflating
اين فناوري بيشتر مربوط به تجهيزات كمكي است كه به چرخ و لاستيك اضافه ميشود و قابليتهاي لاستيكهاي پنچر رو را ندارد. هدف از طراحي اين سيستم بهينه سازي حركت و امنيت خودرو، با بازبیني پيوسته فشار لاستيكها و نگه داشتن آن در بهترين حالت بوده و به اين معنا نيست كه ميتواند ماشين را با تايري كه ديگر باد را در خود نگه نميدارد حركت دهد. اين سامانه بيشتر براي نشتيهاي كم لاستيك و يا پنچريهاي جزئي مناسب است. قابليت اين سيستم در نگهداري فشار لاستيك در حالت بهينه تنها براي لاستيكهاي پنچر نيست و در كل استفاده اصلي آن براي لاستيكهاي سالم ميباشد زيرا جلوگيري از كم باد و پر باد شدن لاستيك موجب امنيت بيشتر رانندگي، عمر بيشتر لاستيكها، مصرف كمتر سوخت و نيز افزايش قابليتهاي خودرو در شرايط و مسيرهاي گوناگون ميشود.
سيستم Self- inflating سه وظيفه مهم را به عهده دارد:
1ـ تشخيص زمان كم شدن باد لاستيك كه اين مستلزم نظارت مستمر بر فشار باد تمام چرخهاست.
2ـ آگاه ساختن راننده
3ـ باد كردن لاستيك تا اندازه مناسب
در حال حاضر سيستمهاي مختلفي همچون (سيستم مركزي باد تاير (CTIS) سيستم نگهداري تاير (TMS) سيستم (AIRGO) سيستم باد تايرمرتیور ( MTIS). سيستم (pressure Guard) سيستم Tire maax توسط سازندگان مختلف ساخته شده و تنوع زيادي در طراحي آنها وجود دارد اما همگي شامل اجزاي اصلي زير ميباشند:
1ـ همگي شامل دريچه هوا براي هر چرخ بطور جداگانه ميباشند تا بتوان هر كدام از چرخها را بطور مستقل باد كرد.
2ـ همگي داراي حسگرهاي فشار باد براي هر لاستيك هستند كه اطلاعات را به واحد كنترل ميفرستند.
3ـ وجود يك منبع هوا براي اين سيستم الزامي است. براي سادگي معمولاً از منابع نپوماتيكي موجود در ماشين مانند تقويت كننده ترمز استفاده ميشود. البته سيستمي براي كنترل ميزان باد در منبع اصلي نيز وجود دارد تا فشار از حد مجاز كمتر نشود.
4ـ براي رساندن هوا از مخزن به لاستيكها نياز به اتصالاتي است كه معمولاً متصل به محورهاست و از محور چرخ توسط لولههاي خرطومي به لاستيك متصل ميشود.
5ـ عضو ديگري كه بطور مشترك در تمام آنها يافت ميشود، دريچه آزاد ساز فشار است كه در مواقع عادي فشار را در اتصالات كم ميكند تا به آنها در طولاني مدت آسيبي وارد نشود.
Q-TIRE
تاير هوشمند با عاجهاي متحرك:
دانشمندان آمريكايي از طراحي و ساخت تايرهايي هوشمند جديدي خبر دادهاند كه عاجهاي آن در مواقع مورد نياز بر جسته شده تا اصطكاك بيشتري با سطح ايجاد كند.
اين تايرهاي جديد كه Q-TIRE نام دارند قابليت استفاده در انواع خودروهاي سبك و سنگين را دارند. ويژگي ممتاز كننده اين تايرها اين است كه به هنگام بارش برف و يخزدگي سطوح عاجهاي هوشمند آن خارج شده و زماني كه نيازي به آنها نباشد در تاير فرو ميروند. دانشمندان براي خارج شدن عاجها از تاير در مواقع مورد نياز سيستم كسيههاي هوا را در تاير نصب كردهاند كه در مواقع ضروري موجب خارج شدن عاجها ميشود. بر اساس گزارش گزيگ، سيستم ويژه بكار رفته در اين تايرها بگونهاي است كه پس از حدود 50 با بر جسته شدن عاجها، كيسههاي هواي كوچك آن بايد مجدداً پر از هوا شوند.
پيشبيني شده است كه در ايالتي نظير اوهايو، واشنگتن، ارگان و مونتانا قوانين استفاده از اين تايرها تصويب شود، قرار است كه از زمستان آتي اين تايرها وارد بازار شوند.
وضعيت كنونی لاستيك و توليد آن توسط كارخانجات در ايران:
اكبر توانا دبير انجمن صنفي صنعت لاستيك ايران و سعید تقوايي رئيس مركز تحقيقات لاستيك خودرو ديدگاههاي خود را درباره وضعيت كنوني كارخانجات و كيفيت توليدي لاستيك در ايران بيان كردند. وي گفت 9 كارخانه لاستيك ايران در حال حاضر سالانه حدود 230 هزار تن لاستيك توليد ميكنند حال آنكه با اندكي مديريت و برنامهريزي متوليان امر ميتوانيم اين رقم را به 450 هزار تن در سال افزايش دهيم. توانا با اشاره به اينكه در حال حاضر حدود 45 درصد مواد اوليه صنعت لاستيك سازي در داخل ايران توليد ميشود، تصريح كرد بجز كائوچوي طبيعي، ايران ميتواند ساير مواد مورد نياز توليد لاستيك را در داخل تهيه كند.
تقوايي نيز با اشاره به اينكه حدود 70 درصد لاستيك توليدي كارخانجات ايران به شيوه باياس است، سرعت راديالیزه شدن توليد اين كارخانجات را كند خواند و ضرورت برنامهريزي و تسريع براي توسعه اين صنعت را خاطر نشان ساخت.
بد نيست بدانيد كه ظرفيت توليد لاستيك يا به عبارتي «پاهاي خودرو» كه محور ناوگان حمل و نقل در هر جامعه است در جهان حدود 5/1 ميليارد حلقه و تقاضاي جهاني براي اين كالا نيز حدود 2/1 ميليارد حلقه با ارزش معاملاتي 70 تا 80 ميليارد دلار در سال است. اين در حالي است كه تجارت جهاني لاستيك در اختيار 10 شركت بزرگ توليد كننده است كه اغلب در زمينه توليد تايرهاي رادیال فعاليت دارند.
بر اساس آمارهاي اعلام شده در منطقه خاورميانه نيز حدود 22 كارخانه تاير سازي وجود دارد كه از اين تعداد 9 كارخانه با ظرفيت اشتغال حدود 14 هزار نفر در ايران واقع شد
